جای زخم از عشق بر دل داشتم درد عشقم را فزون کردی چرا
ناوک از مژگان زدی بر سینه ام الف قدم را چو نون کردی چرا
چشمهایت رخنه در دل کرده بود خوردمن راازدرون کردی چرا
بود چندی قلب من مهمان تو میهمان ازجا برون کردی چرا
تکیه گاهم بودی ای شیرین من طاق دل را بیستون کردی چرا
***
چند روزی هست رویایم تویی خواب می بینم ولی سردی چرا
هرچه می گویم که قلبم مال تو ساده می گیری ومی خندی چرا
رد عشقت را نمی گیرد دگر در خیالت هرز می گردی چرا
جواد سبط
